منصور سيد سجادى
98
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
خوارزم بشمار مىرفته است . اين نظريه كه ريچارد فراى 15 و هنينگ 16 و ماركوارت 17 نيز در آن شريكند ، از سوى برخى ديگر از پژوهشگران مورد انتقاد قرار گرفته است . طبق نظر نيولى ، انتساب مرو به خوارزم به خاطر ميل و نظر آن دسته از محققانى است كه ميل دارند سرزمين « آريانم وئجه » يا نخستين سرزمين آفريده شده توسط اهورامزدا را با خوارزم يكى بدانند 18 . نيولى به درستى اين نظريه مشكوك است و بر اين باور است كه در آن زمان مرو و مناطق اطراف آن وابسته به بلخ ( چنانكه بعدا در زمان هخامنشيان چنين بوده است ) بوده كه در آن دوران داراى برترى خاصى بر سرزمينهاى ايران شرقى بوده است 19 . طى دورهء هخامنشيان ، تاريخ مرو تا اندازهاى روشنتر مىگردد . در اين دوران كوروش بزرگ پس از تسخير آسياى صغير به سوى مرزهاى شرقى متوجه مىشود و با فتح زرنگ ، رخج و بلخ ، امپراتورى خود را به سوى مشرق گسترش مىدهد . طبق شواهد تاريخى در آن زمان كوروش مايل بوده ابتدا مسئلهء بابل را حل كند اما به خاطر حملات دائمى بيابانگردان آسياى مركزى از سرزمينهاى وراى رود جيحون به مرزهاى امپراتورى هخامنشى ، و نيز اين نكته كه هنوز برخى از سرزمينهاى تحت حكومت مادها او را به رسميت نمىشناختند ، ترجيح داد به سوى مشرق متوجه شود و طى همين سفر جنگى بود كه ويشتاسپ پدر داريوش ، شاه آينده را به عنوان شهربان ( ساتراپ ) سرزمينهاى شرقى تحت حكومت هخامنشيان انتخاب كرد 20 . در سدهء ششم پيش از ميلاد ، مرو جزو حكومت هخامنشى بشمار مىرفت . داريوش شاه هخامنشى در كتيبهء بيستون داستان شورشهايى را كه عليه حكومت وى در سال 522 پيش از ميلاد در سرزمينهاى مختلف صورت گرفته بوده ، شرح داده است . در مرو - همچون برخى از ايالات ديگر - شورشى عليه داريوش و طرفداران وى در داخل خانوادهء هخامنشى صورت گرفته بود . براى فرونشاندن اين شورش ، داريوش نيروى نظامى را به مرو گسيل كرد و به همين سبب نام مرو در كتيبهء بيستون همراه نام شهرها و ايالات عاصى ديگر ذكر شده است 21 . در اين زمان مرو خود يك ساتراپى هخامنشى